حسن شیدا- تهران: تا پیش از ظهور و شیوع کرونا، هر سال در نخستین جمعه مهرماه پیرمردانی که زمانی در دبیرستان پهلوی (سابق) درس خوانده بودند، همانجا دور هم جمع می‌شدند و زنگ مدرسه را به صدا درمی‌آوردند، همچون دوران قدیم با هم شوخی می‌کردند و از خاطرات گذشته می‌گفتند. 
گاهی موسیقی مختصری هم بود و دانش‌آموزان ۵۰ و ۶۰  سال پیش و پیرمردان امروز، پس از صرف ناهار و شیرینی و میوه و بستنی پسرخوانده «اکبرمشهدی» به یاد گذشته، هنگام خداحافظی فریاد می‌زدند «فیتیله، فردا تعطیله، لوبیا، فردا زود بیا» و با انداختن یک عکس دسته‌جمعی از هم جدا می‌شدند. در این دیدارهای سالانه ـ که به همت و مخارج یکی از همکلاس‌ها به نام «ناصر مرادی» تشکیل می‌شد ـ دبیران و مدیر و ناظم مدرسه و گاه مهمانانی از راه دور، دعوت می‌شدند و گزارش این مراسم غالباً در اخبار تلویزیون پخش می‌شد و خبرنگاران مطبوعات هم عکس و مطلبی چاپ می‌کردند (از جمله در همین روزنامه‌ اطلاعات). اما امروز از آن بی‌شمار همکلاس‌ها و استادان قدیم اثری نیست . 
آخرین ستاره «استاد غلامرضا ارژنگ»، پژوهشگر و از چهره‌های اثرگذار آموزش زبان فارسی بود که چهارم اسفندماه ۱۴۰۴ از دنیای خاکی پرواز کرد. 
این مرد بزرگ که پس از اخذ درجه‌ کارشناسی، دبیر ادبیات شده بود؛ علاوه بر حق معلمی و تدریس که بر گردن ما داشت، راهنمای زندگی و اخلاقی هم به‌حساب‌ می‌آمد و بسیار مهارت‌ها و نکته‌ها از او آموختیم. 
استاد ارژنگ، با همه مراتب و اعتباری که داشت، لیکن بدون تکبر بود و بی‌حاشیه‌ و سر و صدا به تحقیقات و تألیفات خود می‌پرداخت و هرگز به دنبال نام و نان و مقام و شهرت نبود. وی علاوه بر تألیف مقالات بسیار در زمینه زبان پارسی و تحول قالب‌های عروضی در شعر فارسی برای دانشجویان و اهل ادب، سال‌ها در تهیه و تنظیم برنامه‌های درسی و آموزشی و تألیف شش جلد دستور زبان فارسی، با استادان دکتر حسن انوری، دکتر علی‌اشرف صادقی و دکتر حسن احمدی گیوی و ... همکاری کرد. همچنین دو جلد کتاب فارسی عمومی برای دانشگاه پیام نور و کتاب پرحجم «غزلیات و قصاید سعدی» را با شرح مفصل برای دوستداران ادب پارسی تدوین و تألیف کرد. از دیگر آثار وی می‌توان از هزار و یک غزل از چهارصد شاعر قدیم و معاصر، ویرایش زبان نوشتاری، دستور زبان فارسی امروز، سخنی با شاعران جوان، منطق صوری به زبان ساده، شیوه سخنوری، چهارصد غزل برگزیده، کتاب قصه‌ای برای کودکان و کتاب اشعارش با عنوان «آتشکده خاموش» یاد کرد.
این استاد ارجمند که هیچگاه در پی تبلیغ و معرفی و شهرت خود نبود، در آذرماه ۱۳۱۵ در شهر قم متولد شد و در چهارم اسفندماه ۱۴۰۴ به خاموشی همیشگی رفت.
 مجلس ختم وی با سادگی بی‌سابقه‌ای با حضور جمعی از استادان و اعضای فامیل و گروهی از شاگردانش در تهران برگزار شد و تنها دو سه تن از نزدیکان صحبت کردند و در پایان من هم به عنوان شاگرد صمیمی استاد، شعری از ایشان خواندم و تمام! 
سخن گفتم، اما دلم تنگ بود 
که در سوگ استاد ارژنگ بود 
اکنون ـ با توجه به آنچه از این بزرگوار آموختم و اندوختم ـ بر خویش وظیفه‌ دانستم که از این استاد گرانقدر فرهیخته‌ که در غوغای حوادث اسفند، غریبانه از میان ما رفت، چنین یاد کنم: 
چو باید سرانجام در خاک رفت 
خوشا  آن‌که پاک آمد و پاک رفت 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی